کتاب انه اید

اثر ویرژیل از انتشارات مرکز - مترجم: میر جلال الدین کزازی-شعر

انه اید داستان پی آمدهای نبرد تروا در تازش یونانیان است. ویرژیل در انه اید داستان «انه» را میسراید؛ و آنچه را که او، پس از رهایی از مرگ در تروا، در سفرهای پرماجرایش، برای رسیدن به «لاتیوم»، سرزمینی که بدو نوید داده شده است، می آزماید و از سر میگذراند. در باختر زمین، سرگذشت «انه» یا «انه اید» ویرژیل را سومین داستان بزرگ پهلوانی پس از ایلیاد و اودیسه هومر شمرده اند
انه اید در ادبیات کلاسیک رومی همان جایگاهی را دارد که ایلیاد و ادیسه در ادبیات کلاسیک یونان، آن را می توان دنباله ای بر ایلیاد شمرد، ویرژیل انه اید را از آنجا آغاز می کند که هومر ایلیاد را با ویرانی و سوختن تروا به پایان می برد
انه اید حماسه ی ملی رومیان است. انه بزرگ زاده ای تروایی که تبار مادریش به خدایان می رسید و پس از تباهی تروا سفری پرماجرا را بر پهنه دریاها آغاز کرد، به کارتاژ، و سپس به ایتالیا رفت، مردمان لاتین را به پیروزی رساند و فرمانروای مردمی شد که شایستگی ترواییان را با توان های لاتینان در هم آمیخته بود
داستان انه داستان مردمی بود و رومیان انه را نیای رومولوس، بنیادگذار شهر رم می شناختند. ویرژیل از این داستان کهن، حماسه ای پرشور ساخت که در روزگار امپراتوری، پشتوانه ای تاریخی و اسطوره ای برای رومیان شد


خرید کتاب انه اید
جستجوی کتاب انه اید در گودریدز

معرفی کتاب انه اید از نگاه کاربران
انه ايد و مختارنامه!

مختارنامه رو ديديد؟ ديديد چقدر جنگ هاش تصنعیه؟ پر از حركات خشك و نمايشى، انگار نه انگار كه اون جا جنگه و دو نفر دارن با خشم و وحشت به قصد كشت تيغ تيز روانه ى سينه و گلوى هم مى كنن. نه وحشتى، نه عرقى، نه به نفس نفس افتادنى، نه تيرى كه توى گوشت گير مى كنه و بيرون نمياد، نه لخته خون كف كرده ى جارى از گلويى...

فكر مى كنم بخشى اين ها به خاطر اينه كه عوامل اثر نه خودشون در جنگى حضور داشتن تا واقعيتش رو ببينن (طبيعتاً) و نه تخيل قدرتمندى داشتن كه بتونن جنون آشوبناك يه جنگ رو پيش خودشون تصوير كنن. و ويرژيل قطعاً يكى از اين دو رو داشته: يا تجربه ى مستقيم جنگ، يا تخيل قدرتمندى كه جايگزين تمام عيارى براى تجربه شده. اين حرف خيلى بيشتر در مورد هومر صادقه، كه ويرژيل پيروش محسوب ميشه.


انه ايد و ايلياد

هومر شاعر يونانى حدود سه هزار سال قبل، ماجراى جنگ ده ساله ى يونان و تروى رو كه به نابودى تروى انجاميد، به شعر سرود. حدود هزار سال بعد، ويرژيل شاعر رومى دنباله اى براى ايلياد سرود و تعريف كرد كه چطور مهاجران جنگ زده ى تروى، در جستجوى خونه اى جديد، تمدن روم رو در ايتاليا بنياد گذاشتن.

حماسه ى هومر اون قدرها عناصر ملّى نداره، و هومر به يك اندازه از تروجان ها و يونانى ها جانبدارى مى كنه، همون طور كه خدايان بعضى طرفدار اين گروهن و بعضى طرفدار اون گروه. اما حماسه ى ويرژيل شايد به تبع شكل حكومت روم، رنگى شديداً ملّى گرايانه پيدا كرده، جداى از موضوع (ماجراى بنيانگذاران روم) در توصيف ها و شخصيت پردازى ها و ماجراها و پيشگويى ها و رفتار خدايان، جانبدارى مطلقى به نفع تروجان ها (بنيانگذاران روم) ديده ميشه و به ندرت خصوصيت مثبتى از دشمناشون نشون داده ميشه.

اين خصوصيت، و نداشتن خط داستانى پيوسته و جذاب، باعث ميشه كه حماسه ى رومى انه ايد چند مرتبه پايين تر از همتاى يونانى ش قرار بگيره، هر چند هنوز در اوج مى درخشه.

خلاصه کتاب برای یادآوری شخصی

(view spoiler)[كتاب اول
پس از جنگ @ايليون@ و سوختن شهر @تروى@، اهالى آن به هر سوى مهاجرت كردند. از جمله @انئاس@ و يارانش به سوى ايتاليا بادبان كشيدند. اما ايزدبانو @يونو@ كه به سبب حسادت ديرين به زيبايى @ونوس@ ايزدبانوى زيبايى، دشمن تروجان ها بود، كشتى ايشان را دستخوش طوفان گرداند تا غرقشان کند. ونوس كه مادر انئاس نيز هست، به کمک پسرش شتافت و كشتى او را به ساحل كارتاژ انداخت. انئاس و يارانش به نزد @دیدون@ شهبانوی كارتاژ رفتند و از او براى رفتن به ايتاليا يارى طلبيدند.

ونوس از بيم آن كه يونو باز دخالت كند و جان انئاس و یارانش را به خطر اندازد، پسر ديگر خود @كوپيدو@، ايزد عشق را روانئاس مى كند تا در هيئت كودكى حامل هدايا، در مجلس بزم بر زانوى شهبانوى كارتاژ نشسته، عشق انئاس را در سينه او بدمد. شهبانو ديدون كه اينك عاشق انئاس شده، از او درخواست مى كند كه داستان جنگ تروى را بازگو كند.

كتاب دوم
انئاس، داستان واپسين روز جنگ تروى را باز مى گويد: يونانيان اسبى چوبى را با دلاورترين مردان خود پر مى كنند و بر در تروی گذاشته، ساحل را ترك مى كنند. جاسوسى يونانى در لباس يك فرارى، به تروجان ها مى گويد كه اين اسب پيشكش يونانيان به ايزدبانويى است كه به معبدش توهين كرده اند، و خود به سرعت به يونان بازگشته اند تا تنديس خدايان خود را همراه آورند تا مگر به شفاعت آن ها از خشم ايزدبانو در امان بمانند. و اگر تروجان ها آن اسب پيشكشى را وارد شهر خود كنند، ايزدبانو بر يونانيان خشم خواهد گرفت.

تروجان ها اسب را وارد شهر مى كنند، و نيمه شب مردان يونانى از آن به در ريخته، تروى را به آتش مى كشند. انئاس با دليرى مى جنگد و در ميانه نبرد چشمش به @هلن@ زيباروى كه مسبب تمام اين فجايع است مى افتد و قصد كشتنش را مى كند، اما مادرش ونوس او را باز مى دارد و به حفظ خانواده و گريز از شهر مى خواند. انئاس با خانواده اش و كسانى كه بعدتر به او مى پيوندند از تروى ويران مى گريزد.

كتاب سوم
انئاس و يارانش در جستجوى سرزمينى كه شهر تازه خود را بر آن بنا كنند، ابتدا به @تراس@ مى روند، اما وقتى انئاس مى خواهد گياهى خون چكان را بكند، آوازى از بن آن بر مى آيد و خود را روح يكى از ياران انئاس معرفى مى كند كه به دست تراسيان كشته شده است و اين گياه از جسد او رسته.

انئاس از ترس خيانت تراسيان از تراس می گریزد و خدايان او را به ايتاليا رهنمون مى شوند. در راه ايتاليا در جزيره هاى مختلف سرگردان مى شود، گاه با @هارپى@ها كركسانى با چهره ى دختران، رو به رو مى شود، گاه با @كوكلوپس@ها غول هاى يك چشم و گاه از @خاروپيدس@ هيولاى دريا مى گريزد: سرگذشت هايى كه پيش از اين @اوليس@ از سر گذرانده. داستان انئاس با رسيدن به كارتاژ پايان مى يابد.

كتاب چهارم
انئاس و ديدون شاهبانوى كارتاژ سرمست از دلدادگى با يكديگر عشق مى ورزند. انئاس از ادامه ى سفر منصرف مى شود و اين خبر به ژوپيتر مى رسد. ژوپيتر انئاس را باز به سوى ايتاليا و پادشاهى موعود مى خواند. انئاس بى درنگ كارتاژ را ترك مى كند و ديدون شاهبانوى كارتاژ خود را مى كشد. اين چنين دشمنى ديرينه روم و كارتاژ آغاز مى شود.

كتاب پنجم
انئاس و يارانش به @سيسيل@ مى رسند و براى بزرگداشت خدايان، مسابقاتى برگزار مى كنند. در همين حين زنان تروجان خسته از سفر بى پايان، به قصد اين كه در سيسيل بمانند و باز سرگردان درياها نشوند، كشتى ها را به آتش مى كشند. ژوپيتر بارانى مى فرستد و بعضى از كشتى ها را نجات مى دهد. از آن جا كه تعداد كشتى ها كاسته شده است، انئاس ناگزير پيران و ناتوانان را در سيسيل باقى مى گذارد و با زبده ترين مردان و زنانش راهى ايتاليا مى شود.

کتاب ششم
انئاس به راهنمایی @سیبیل@، راهبه غیبگو، به جهان زیرین سفر می کند تا روح پدرش را ببیند. پس از گذر از رودخانه ورودی جهان زیرین، از میان ارواح سرگردان (کسانی که خودکشی کرده اند یا بدون گور مانده اند) می گذرد و روح دیدون شهبانوی کارتاژ را می بیند. سپس از برابر دروازه دوزخ می گذرد و راهبه که راهنمای اوست، شمه ای از عذاب های دوزخیان را باز می گوید.

سپس به بهشت می رسد و در آن جا با روح پدرش ملاقات می کند. پدرش روح فرزندانی که قرار است از نسل انئاس پدید آیند و روم را به بزرگی برسانند به او نشان داده و او را با مژده بزرگی، به ادامه سفرش به سوی ایتالیا ترغیب می کند. انئاس باز می گردد و بی درنگ به سوی ایتالیا بادبان می کشد.

کتاب هفتم
انئاس به ایتالیا می رسد و قصد آن دارد که با دختر @لاتینوس@ پادشاه @لاتین@ ها - از اقوام ساکن ایتالیا - ازدواج کند تا بر قدرتش در آن دیار افزوده شود. اما ایزدبانو یونو که از موفقیت انئاس و سازگاری سرنوشت با او خشمگین است، می کوشد که این موفقیت را هر چه بیشتر تیره سازد. پس با یاری ایزدبانو @آلکتوی@ دوزخی، جنگ و خونریزی را در میان ایتالیایی ها و تروجان ها می پراکند. از جمله @ترونوس@ پادشاه @روتولی@ ها - از اقوام ساکن ایتالیا - که قرار بود با دختر لاتینوس ازدواج کند، خشمگین به جنگ انئاس می آید.

کتاب هشتم
انئاس برای مقابله با ایتالیاییان، با دشمن آن ها پادشاه @اواندر@ هم پیمان می شود. اواندر برای او تاریخچه سرزمین ایتالیا را باز می گوید: از دورانی که @ساتورن@ مردمان وحشی آن دیار را قانون بخشید و بر ایشان حکومت کرد، تا دورانی که @هرکول@ دیو هولناک ساکن در آن دیار را کشت. پس از اواندر، دشمنان دیگر ایتالیا نیز با انئاس متحد می شوند.

ونوس از شوی خود، @ولکان@ ایزد آتش و صنعت، می خواهد که برای فرزندش انئاس، اسلحه و زره بسازد و ولکان می پذیرد و بر آن ها تمام تاریخ آینده روم را حکاکی می کند و انئاس سرنوشت نسل های آینده را بر دوش می اندازد.

كتاب نهم
ايتالياييان - لاتین ها و روتولی ها - از غيبت انئاس استفاده كرده شهر او را محاصره مى كنند. جنگی سخت در می گیرد.

كتاب دهم
انئاس با هم پیمانانش باز می گردد. سپاهیان ایتالیایی از دوسو محاصره می شوند و نبرد به سود تروجان ها می گردد. ایزدبانو یونو از ژوپیتر می خواهد که لااقل ترونوس پادشاه روتولی ها که از تیره خدایان است جان به در برد. پس ابری را به شکل انئاس می سازد و ترونوس به خیال این که انئاس را دنبال می کند، ابر را تعیب کرده، به کشتی ای وارد می شود. کشتی حرکت کرده از صحنه جنگ دور می شود.

كتاب یازدهم
تروجان ها به شهر لاتین ها حمله برده، محاصره کنندگان خود را محاصره می کنند. جنگ در می گیرد و عاقبت بنا بر آن می شود که انئاس و ترونوس نبرد تن به تن کنند و نتیجه جنگ را تعیین نمایند.

كتاب دوازدهم
نبرد تن به تن در می گیرد، و انئاس ترونوس را به قتل می رساند. (hide spoiler)]


مشاهده لینک اصلی
منظومه‌ای حماسی در دوازده جلد، که «ویرژیل» شاعر روم باستان آن را در پایان سدهٔ نخست پیش از میلاد و به زبان لاتین سروده، «ویرژیل» راهنمای سفر دانته در دوزخ و برزخ کمدی الهی نیز هست. سرودهای شبانی، و سرودهای روستایی را نیز ایشان سروده است
Eneide, Virgil
عنوان: انه اید؛ اثر: ویرژیل؛ برگردان: میرجلال الدین کزازی؛ مشخصات نشر: تهران، نشر مرکز، 1381، در 479 ص، شابکها: 9643057151؛ 9643051099؛ 9789643057152؛ چاپ دوم 1375، چاپ سوم 1383، چاپ ششم 1387؛ واژه نامه دارد، نمایه دارد؛ موضوع: شعر حماسی لاتینی ترجمه شده به فارسی؛
داستان «انه اید» همان پیآمدهای نبرد تروا، پس از تازش یونانیان است. ویرژیل در «انه اید»؛ داستان «انه» را میسراید؛ و آنچه را که او، پس از رهایی از مرگ در تروا، در سفرهای پرماجرایش، برای رسیدن به «لاتیوم»، سرزمینی که به او نوید داده شده، میآزماید، و از سر میگذراند. سرگذشت «انه» یا «انه اید» ویرژیل، در غرب، سومین داستان بزرگ پهلوانی ست، پس از «ایلیاد و اودیسه»ی هومر یونانی. انه اید در ادبیات کلاسیک رومی (رمی) همان جایگاهی را دارد، که ایلیاد و ادیسه در ادبیات کلاسیک یونان دارد، آن را میتوان دنباله ای بر ایلیاد هومر نیز شمرد، ویرژیل، انه اید را از آنجا آغاز میکند که هومر، ایلیاد را با ویرانی و سوختن تروا به پایان میبرد. انه اید همان حماسه ی ملی رمیان نیز هست. «انه» بزرگزاده ای تروایی ست، که تبار مادریش به خدایان میرسید، و پس از تباهی تروا، او سفری پرماجرا را بر پهنه ی دریاها آغاز میکند، به کارتاژ، و سپس به ایتالیا میرود، مردمان لاتین را به پیروزی میرساند و فرمانروای مردمی میشود که شایستگی ترواییان را با توانستنهای لاتینیان در هم آمیخته اند. رومیان «انه» را نیای رومولوس، بنیادگذار شهر رم میشناسند و میشناختند. ویرژیل از آن داستان کهن، حماسه ای پرشور ساخت، که در روزگار امپراتوری، پشتوانه ای تاریخی و اسطوره ای برای رمیان شد. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
دلیل این که من این کتاب حماسی لاتین را برداشتم (بله، آنچه که من خواندم، به نظر نمیرسد که شعر، حداقل برای من باشد، اما فقط یک ترجمه پر زرق و برق)، منابع بی شماری متن متنی به این کتاب اسطورهای در کتابهای من است قبلا خواندید و من حتی نیمی از آن راضی نبودم که در این ترجمه هیچ کدام از آنها را پیدا نکنم. اما، به این ترجمه میرسیم: @ کان در خلال خدایان بهشت ​​خیلی خشمگین است؟ خط بالا فقط خلاصه ای از کلاهبرداریهای پیامبر و جنگهای Aeneas را، یک تروجان که مجبور به ترک سرزمین خود تروی با اسلحه، مردان، پدر و پسر و نشانه ای از بالا. مداخلات الهی که او برآورده می شود، همیشه برکت های مخلوط است. در حالی که مادر او ونوس برای کمک در دوران سخت خود، مادر خدایان، Juno همیشه طرح های فاجعه آمیز علیه او را پیش بینی می کند، دلایل آن من کاملا نامشخص است. Women are creatures unstable، always changing! @ Mercury می گوید که در نجات Aeneas از این تله جادویی از Dido استفاده می کند. همانطور که Aeneas قایقرانی، سختی ها، آب و هوای خشن و مرگ و میر ناشی از آن را بی حد و حصر، بی وقفه و غیر قابل برگشت می کند. تمام اعتبارات به تلاش های بی رحمانه یونو و نظارت بر خدای خدایان. هنگامی که این شایعه بخشی از او را به ارمغان می آورد مشکلات ناخواسته را به Aeneas و پسرش Ascanius از بدبختی و تلخ خود را از سرزمین های دور و دشمنان دور، جنگ خدا، جنگ مریخ احساس مسئولیت پذیری برای موقعیت الهی خود و شکستن همه جهنم سست در به نظر می رسد که جنگ ها، سرگردان و خشم ها ادامه می یابد: قراردادها شکسته می شوند، جنگ ها به سر می برند، سرزمین های ربوده شده، کشتی ها خراب می شوند، پدران شکسته می شوند، مادران قلب دارند، پسران کشته می شوند، دختران خرد شده و حیوانات کشت می شوند. آیا خدایان راضی هستند؟ آنچه که من در مورد این کتاب بسیار دوست دارم، روایت های زنده ای از بدبختی پدرانی است که پسرانشان را به جنگ فرستادند و مادرانی که پسرانشان بدون گفتن به آنها جنگیدند. چیزی که من در مورد این کتاب دوست ندارم، قربانی های بی شماری است، بیشتر گوسفند یا گوسفند یا خوک یا گاهی اوقات حتی سربازان مخالف و یا هر چیزی که سر و یا چیزی در صدها یا بیشتر است. تنها زمانی که هیچ اشاره ای به فداکاری ها وجود نداشت، زمانی بود که آنها سرفه و رنج می کشیدند. اوه، من را ببخشید، سطح فهم من در مورد فداکاری ها و یا چیزهایی که از این نوع بسیار کم است. بنابراین، اگر می خواهید بدانید که چه اتفاقی برای مردی می افتد که از Orlando Bloom یعنی پاریس از فیلم TROY در پایان، ممکن است بخواهید این را بررسی کنید. خب، هی HOMER هم وجود دارد!

مشاهده لینک اصلی
خوب، اما این خیلی بهتر از ایلیاد یا ادیسه بود ... Aeneas تنها قهرمان اصلی از حماسی است که من با هر فیبری از وجود من (به جز Hector Hector Hector) را فریب دادم

مشاهده لینک اصلی
من مطمئن نیستم که آیا این ترجمه ای است که وقتی کلاسیک را در GCSE و A Level انجام دادم خواندنی است. به نظر می رسد آشنا، اما البته داستان می تواند باشد و دو ترجمه مختلف نزدیک ممکن است هنوز مشابه باشند. به هر حال، با توجه به عشق تراژیک من در جنگ تروا، ایو خواستار تجدید نظر در تمام دوره اصطلاح Aeneid شد. من نمیتوانم دنیا را از دست بدهم که این اتفاق نیفتد، در صورتی که Vergils آرزوهای خود را زمانی که به سوختن برمی گردد، انجام دهد از دستنوشته. قطعات Aeneid فقط زیبا هستند - کار Homers دارای وجدان خود و زیبایی قوی خود، اما نه لهستانی از کار Vergils. در اینجا بسیاری از استعاره های زرق و برق دار و شبیه سازی ها وجود دارد، چیزهایی که درست کار می کنند و لحظات حساسیت که شما نمی خواهید در وسط چیزی که حقیقتا یک حماسه غم انگیز باشد را انتظار نداشته باشید. عینا تلاش می کند تا مرده های خود را (و در عوض ارواح) همسر و پدرش در آغوش بگیرد، اوه، و لمس های کمی از بشریت که ما از بسیاری از شخصیت ها می گیریم - آماتا می خواد با تورولوس بجنگد، لویینا سرخورده، Dido سقوط ناامید کننده در عشق ... آن متن فوق العاده غنی است و بسیار برای لذت بردن از آن. من باید یک ترجمه شاعرانه خوب بخوانم - فکر می کنم من آن را دارم - اما در عین حال حتی ترجمه پروسس که تصور می کردم دور از یک راه ایده آل برای ترجمه قصد های ورگری بود، دوست داشتنی است.

مشاهده لینک اصلی
سلب مسئولیت: من برای انجام یک دوره اسطوره شناسی یونانی از این موضوع عجله داشتم. جالب بود که بخوانم حماسی که در اطراف تاریخ و اسطوره های رومی قرار دارد و نه یونانی. توصیه شده برای دوستداران کلاسیک و اساطیر. 3.25

مشاهده لینک اصلی
شاعران باتجربه از بازی برادران ماریو در سطح 7. انتظار می رود بسیاری ازthen Aeneas گفته شد که او نیاز به آوردن یک شاخه طلایی. اما اگر او چنین چیزی را تکمیل کرد، او تنها می تواند زانو را به دست آورد. بنابراین او انجام داد. سپس او به دنیای زیرزمینی رفت و شاخ را به قایقرانی داد و قایقرانی به او اجازه داد تا از رودخانه عبور کند ... اما با شکوفایی شعر. شاید آن را ماریو نباشد، اما بعضی از پلتفرمهای پیمایشگر جانبی، قطعا اگر صحیح درک کنم، ویرجیل آن را به دستور سزار آگوستوس به آن نوشت.) او را CA، به خط بنیانگذار رم، به این ترتیب به او شهروند مخصوص تبدیل می کند اگر روحانیان به یونانی ها پیوستند، اگر به جای الهی حق حاکمیت ب نداشته باشند، رومیان را به یونانی ها متصل می کردند، و به همین دلیل مجبور شدند رومیان را بر فرهنگ های بربری تحمیل کنند. ویگریل هیچگاه آن را به پایان نبرد. پیش از مرگ او دستور داد که نسخه خطی ناتمام نابود شود. این کتاب نباید حتی وجود داشته باشد!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب انه اید


 کتاب آن ها مشغول مردن اند
 کتاب میرایی
 کتاب تصمیمت را بگیر حلزون
 کتاب چکامه ها
 کتاب این جا
 کتاب کمدی الهی